خرید بک لینک
كمتر از ٤٨ ساعت ديگه برميگردم تورن. دلم از الان براي تهران تنگ شده خيلي....

اين سه ماه دايم استرس داشتم ... نشد اصلا لذت تهران بودنم رو ببرم... نشد....

خونه الي هستم ... كاش ميشد خواهراي خوشگلم هم باهام ميومدن... كاشكي ميشد :(

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 21:18 توسط ستاره |

برچسب: روزهاي,اخر,تهراااان, نویسنده: ایلیا صالح‌پور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:22

کانادا سلاااااااااام :)

تهران تموم شد دیگه................. با مام اومدم ...... همین خیلی خوبه برام.................

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۶ساعت 1:56 توسط ستاره |

برچسب: دوبااااره,کانادا, نویسنده: ایلیا صالح‌پور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:22

Came back from Austrailia

Thank god that In Safar Be Kheir Gozas!!!!

Thank God..............

برچسب: نویسنده: ایلیا صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 6:58

Safare Austolallia fekr kardam kheili zerangam

Vali To havapeyma viroose lanati damane mano gereft.

Thyroiedam ro porkar kard :((((((

Chand Rooz Az Darde Gelloooo Daghoon Shodam

54 kg shodam

Allan behtaram..... Thanks God

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۶ساعت 2:0 توسط ستاره |

برچسب: نویسنده: ایلیا صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 6:58

درساااااا داره تموم میشه ...........

در طول کالح انفاق های زیادی افناددددد

روزهای پر استرسی رو تجربه کردم

از کار استعفااااا دادم

استرالیااااااا رفتیم

تیرووووووییدم پرکاااااار شد

و حالا هم مشغول امتحانااااااا هستم و فکر می کنم برم وطن یا نه

خدایاااااا هر چی خیره همون بشه

شکرت

نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 2:32 توسط ستاره |

برچسب: نویسنده: ایلیا صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 6:58

داریم امتحان وی ام ویر می ریم

آخرین امتحاااااانمومه

من منتظرم بچه ها جوابا رو بفرستن

کالج خوب بود دلم براش تنگ میشه

برنامه رفتن دااااارم به وطن............

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 3:38 توسط ستاره |

برچسب: نویسنده: ایلیا صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 6:58

اووووومدم تهران

بعد از تمووووم دلتنگی هاااا و استرس ها

اینجا هم سر کارم و پارسیانم

فردااااااااااااا رمضااااانه........ خدایا شکرت

نوشته شده در جمعه پنجم خرداد ۱۳۹۶ساعت 22:58 توسط ستاره |

برچسب: نویسنده: ایلیا صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 6:58

روزها با افتاب تابان در جاده های شهر به سمت پارسیان میرم. دور میدون ونک ادم ها همه سریع از کنار هم عبور می کنن. گاهی جلوی چرم مشهد مهد رو میبینم که اومده دنبالم.... تهران همه چی قشنگ بود ... حیف که دغدغه هام مداخله می کنه توی ارامشم و همه چی رو خراب میکنه ... تهران عزیزم شهر من ..... همه لحظه هایی ک

برچسب: نویسنده: ایلیا صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 6:58

صبح رفتم تامین اجتماعی دنبال کار استعلاجی ایم. توی راه دور میدون ازادی راننده های تاکسی حواسم رو به خودشون جلب کردن . احساس کردم با هم خوشن و حا میکنن . با هم شوخی می کردن و خلاصه اوضاشون بد نبود. به نظرم سر حال می اومدن. یا نمی دونم شایدم در بربر احساس هایی که من داشتم اونا به نظرم خوش می اومدن. س

برچسب: نویسنده: ایلیا صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 6:58

دیشب خونه آناهیت و مهدی بودم........ انا دختر اروم و بی خیالیه که میشه ازش خیلی چیزا یاد گرفت. اصلا به شوهرش گیر نمیده و کلا روی هیچ چیزی حساس نمیشه . کاشکی میشد منم اینجوری بودم ولی نیستم . چند تا از دوستای دیگشون هم اونجا بودن و کلا خوش گذشت. شرکت استعفامو اعلام کردم . خدایا توکل به تو . گردنم در

برچسب: نویسنده: ایلیا صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 6:58

دو سه روزیه که یارون میاد و هوا حسابی خوب شده.

امروز رفتیم بهشت زهرا و بعدش هم استخر رفتیم ... تهراااااااااااااااااااان کاشکی میشد تو هم با من میومدی ....

نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر ۱۳۹۶ساعت 20:38 توسط ستاره |

برچسب: نویسنده: ایلیا صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 6:58

حدود چهار پنج روزی طالقون بودیم ... همش دعوا ... همش جر و بحث

شرکت هم هنوز تکلیف منو روشن نکرده...

از همه خسته ام ... انگار قضیه بی ماشینی ما خیلی ها رو آزار میداده ... خسته شددم ... زودتر همه این روزها تموم شه ... چه تهرانی بود بار اولم ...

نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت 20:41 توسط ستاره |

برچسب: نویسنده: ایلیا صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 6:58

صفحه بندی